اگر چه این مقاله به مناسبت ۸مارس روز جهانی زن و بزرگداشت آن نوشته می شود، ولی نخستین پیامش این است که تنها در سالگرد روز زن نیست که باید به یاد زنان افتاد، همانطور که نمی توان کار انقلابی را به بزرگداشت انقلاب یا سالروز آن محدود کرد، در مورد زنان نیز نباید به "تجلیل" از مقام زن و "حمایت" از حقوق دمکراتیک زنان ، آنهم فقط در روز معینی از سال، اکتفا نمود. علت آنکه سازمان های سیاسی اغلب فقط درسالگرد روز زن به یاد زنان می افتند و تا سال دیگر فراموششان می کنند، یکی آنست که جنبش مستقل زنان وجود ندارد و این یادکنندگان، غالبا ً مردانند، مردانی که از درک مساله زنان بشدت عقب مانده اند. علت دیگر که بسیارمهمتراست، این است که زنان ایرانی بیشتر همچون"وسیلۀ " افشای ارتجاعیت رژیم نگریسته میشوند تا یک موضوع جدی، حیاتی و مستقل سازماندهی علیه این رژیم ارتجاعی. اگر زنان ایران فقط بمثابه نمونه ای از قربانیان رژیم اسلامی به نمایش افکارعمومی جهانیان گذاشته شوند، معنایش این خواهد بود که گویا ازخود این قربانیان کاردیگری ساخته نیست جزاینکه این بارهم درهیات " مانکن" هائی درهم شکسته و مچاله شده، نکبت و ذلت را درپشت ویترین جمهوری اسلامی به نمایش بگذارند و ترحم و دلسوزی رهگذاران را برانگیزانند ! وقتی زنان موضوع سازماندهی نباشند طبعا به "وسیله " تبليغ علیه رژیم تنزل خواهند یافت و روز زن ، چیزی شبیه "روزمادر" و "روزدرختکاری" خواهدشد!


کدام استقلال، کدام برابری، و کدام آزادی برای زنان؟
کار زن در سرمایه‌داری
اقتصاد سیاسی رهایی زنان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *